السيد عبد الكريم بن طاووس ( مترجم : مجلسي )

83

فرحة الغري ( فارسي )

حضرت فرمود كه اين غريين است ؟ گفتم : بلى . فرمود كه به دست چپ ميل كن ؛ و رفتيم تا رسيديم به موضعى . حضرت فرمود كه فرود آى . من پياده شدم و آن حضرت نيز زير آمدند و فرمودند كه اين قبر حضرت امير المؤمنين است ؛ و آن حضرت نماز كردند و من نماز كردم . و منقولست به سند معتبر از صفوان شتربان كه گفت من و عامر بن عبد الله بن خزاعه نزد حضرت امام جعفر صادق ( ع ) بوديم . عامر گفت كه فداى تو گردم ! مردم مىگويند كه حضرت امير المؤمنين ( ع ) در رحبهء كوفه مدفونند . فرمودند كه نه . من گفتم كه در كجا مدفونند ؟ فرمودند كه چون آن حضرت وفات يافتند ، حضرت امام حسن ( ع ) ايشان را برداشت و آورد به پشت كوفه ، به طرف چپ غرى و به طرف راست حيره ، در ميان تلكهاى سفيد دفن كرد . صفوان گفت : بعد از چندگاه رفتم و تفحّص كردم ؛ يك موضعى را گمان كردم و زيارت كردم و چون به خدمت حضرت آمدم عرض كردم . حضرت فرمودند كه درست ديده اى خدا ترا رحمت كند ! سه مرتبه اين عبارت را فرمودند . و منقولست از عبد الله بن سنان كه گفت عمر بن يزيد آمد به خانهء من و گفت : سوار شو . سوار شدم با او و آمديم تا رسيديم به خانه حفص كناسى و او را هم از خانه بيرون آورديم و با ما سوار شد و رفتيم تا به غرى رسيديم ، پس به قبرى رسيديم . عمر بن يزيد گفت از چهارپايان به زير آئيد كه اين قبر حضرت امير المؤمنين ( ع ) است . گفتيم : از كجا دانستى ؟ گفت : وقتى كه حضرت امام جعفر صادق ( ع ) در حيره بودند ، مكرّر در خدمت آن حضرت به اينجا آمديم و فرمودند كه قبر حضرت امير المؤمنين است . و منقولست از زيد بن طلحه كه گفت حضرت امام جعفر صادق ( ع ) وقتى كه در حيره بودند فرمودند كه مىخواهى آنچه به تو وعده كرده بودم ؟ - يعنى زيارت قبر حضرت امير المؤمنين ( ع ) - ، گفتم : بلى . پس آن حضرت سوار شدند و اسماعيل ، مخدومزادهء آن حضرت ، سوار شد و من سوار شدم و در خدمت ايشان رفتيم تا آنكه از ثويّه - كه اسم موضعى بوده است از كوفه - گذشتند ، و در ميان حيره و نجف - و نجف اسم تلَّى يا سدّى